به روي گروهي زنان بينوا گشود و پنج سال بعد، برايشان قانوني وضع كرد. بدينسان، در خانهٴ او نخستين جامعهٴ خواهران زندگي مشترك بهوجود آمد. سازماندهي رسمي برادران و خواهران تنها پس از مرگ گروته، اندكي پس از آن، بهوسيلهٴ مهمترين شاگردش فلورانس رادِوينس پديد آمد1. نخستين صومعهٴ واقعي برادران در سال 1391 به نام خانهٴ فلورانس تشكيل شد. خانهٴ نو يا خانهٴ فقرا هم در سال 1398 توسط فلورانس براي كشيشان فقير تأسيس شد.
برادران (يا كشيشان و برادران) زندگي مشترك (يا لُت) يك سازمان اخوت كشيشان و افراد عادي را تشكيل ميدادند، كه ناگزير به اداي سوگندهاي رسمي نبودند، بلكه با هم زندگي ميكردند و در وسايلشان با هم شريك بودند. روح جامعه جنبهٴ عبادي و عملي داشت، نه مدرسي؛ درواقع تمام نهضت، واكنشي سالم در برابر اصول مدرسي بود. برادران به آموزش و پرورش سخت علاقهمند بودند: آموزش درسي، رونويسي كتابها و ترويج آگاهي با ساير روشها برخي از هدفهاي اوليهشان بود. آموزشهاي آنها اگرچه بيشتر به علوم سهگانه اختصاص داشت اما بههمان تازگي عباداتشان بود، چون در آن روح انسانگرايي تازهاي (در برابر روح مدرسي) دميده شده بود. آنان بهدستور زبان (دوناتوس، پريسكيانوس) و ادبيات كلاسيك اهميت زيادي ميدادند.
5. كانُنهاي ويندسهايم. از آنجا كه خواهران و برادران يك فرقهٴ رهباني تشكيل نميدادند، راهبان رسمي و اعضاي فرقههاي رهباني به آنان به خوبي نگاه نميكردند و گاه مورد تعقيب و آزارشان قرار ميدادند. يكي از دلايلي كه به واكنش صومعهها منجر شد، داشتن اصولي مشخص ولي شركت جستن در آرمانهاي برادران و خواهران زندگي مشترك بود. اين را، گروته در بستر مرگش توصيه و فلورانس رادِوينس را به جانشيني خود معين كرده بود. وي قانون اوگوستيني را بهخاطر اعتدالش برگزيد. نخستين خانهٴ كانُنهاي اوگوستيني فرقهٴ جديد2 در سال 1387 در ويندسهايم، نزديك زوول گشايش يافت. كاننها معمولاً از ميان برادران همكيش انتخاب ميشدند، چون دو مركز ويندسهايم و دونتر هدف يكساني را دنبال ميكردند. روح طاعت جديد بهوسيلهٴ همين كاننها و ساير مراكز مشابه انتشار يافت، كه نيمهٴ اول سدهٴ پانزدهم عصر